تبليغاتX
رگ بریده -

رگ بریده

هنری

(1)

خواب من سر بریده وسط بیداری ات می افتد

و بر خاطره سنگ شده ات

حک می شود

 

بیدار می شوم و

تو درمحو خوابم

سقط می شوی

 

(2)

به بازی باز بگرد و

گرگم به هوای کودکی را

پشت همین خرابه ها

بدو

تا چند هزاره بعد هم

استخوان ها یت

زمین را

به بازی بگیرند

(3)

این قصه ادامه ات میکند به شکل سرگردانی های پشه های بی چراغ

آنوقت آنقدر خودت را به شیشه خواهی زد

که فردای همین تاریکی تاریک خواهی شد

 

بعد

شناسنامه باطله ات

ته کشویی در ته اتاقکی پشت خانه ای

خاک خواهد خورد

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم مرداد 1384ساعت 0:39  توسط میلاد  |